اطلاعيه هيات مديره انجمن فيلم کوتاه ايران
هیات مدیره انجمن فیلم کوتاه ایران طی اطلاعیه‌‌ای اعلام کرد: نظر به پایان رسیدن دوره فعالیت هیات مدیره و بازرس فعلی انجمن و با توجه به نامشخص بودن سرنوشت خانه سینما و همچنین عدم شکل‌گیری نهادهای قانونی جایگزین توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، هیات مدیره انجمن بر آن شد تا نظرسنجی‌ای ترتیب دهد و ادامه فعالیت خود را مطابق با نتیجه آن پیگیری نماید. این نظرسنجی به منزله مجمع عمومی انجمن تلقی شده و طبق اساسنامه با شرکت دست کم نصف به علاوه یک اعضا رسمیت خواهد داشت. اعضای انجمن باید پس از دریافت فرم نظرسنجی از طریق ایمیل خود و یا دانلود آن از طریق سایت انجمن، آن را تکمیل کرده و حداکثر ده روز بعد از تاریخ انتشار خبر آن در سایت انجمن، نتیجه را به نشانی isfapoll@yahoo.com ارسال نمایند. [...]
قابل توجه اعضاي محترم ايسفا
به‏ اطلاع آن‏ دسته از اعضای محترم انجمن فیلم کوتاه ایران که زیر پوشش بیمه تامین اجتماعی یا خدمات درمانی هستند، می‏ رساند که می‏ت وانند نسبت به تمدید یا صدور بیمه تکمیلی خود از سوی انجمن اقدام کنند.
به همین منظور لازم است، اعضا محترم پس از تکمیل مدارک زیر در روزهای سه شنبه پنجم اردیبهشت ماه [...]
به‎بهانه‏‎ي دستور انحلال خانه سينما
در هفته‎های اخیر تنش بین خانه سینما و معاونت سینمایی به حدی بالا گرفته است که احتمال انحلال خانه سینما نیز از آن شنیده میشود. بنابراین بهعنوان کسانی که دلمان برای خانهی خود می‎سوزد، طبیعی است که نگران باشیم. اما اگر خانه سینما بر اساس هر حکمی چه موجه و چه غیر موجه تعطیل شود چه اتفاقی خواهد افتاد؟ و آیا واقعا دلیلی برای نگرانی هست؟ [...]
يادداشتي بر "ديليت"، ساخته‌ي کاظم مولايي / هادي علي‌پناه
آفریدن خرده‌جهان‌هایی شخصی، تعیین مرزهایی برای آن تا از زندگی واقعی جدایش کنند و بعد، وارد کردن مضامین مورد علاقه و د‌‌ل‌مشغولی‌ها به درون این مرزها، همان‌گونه که به نبوغ نیاز دارد، جنونی غریب را نیز طلب می‌کند. حال این‌که مرز‌های ناپیدای میان جنون و نبوغ را چگونه باید شناخت و چگونه اثر خلق شده از این عناصر را به پدیده‌ای معقول بدل باید کرد، سخت‌ترین و حساس‌ترین مرحله‌ی کار یک فیلم‌ساز است. در این بین، فیلم‌سازی که هر چه بیش‌تر تلاش می‌کند از فضای واقعی فاصله بگیرد و به فضاهای انتزاعی و فانتزی گرایش یابد، کاری بس دشوارتر پیش رو دارد؛ چرا که هماهنگ ساختن عناصر داستانی و تصویری با مضامین و در نهایت باور پذیر کردن محصول نهایی چندان کار ساده‌ای نیست.
از طرفی، نوع برخورد و ارتباط برقرار کردن با ایده‌ای که جنون و جاه‌طلبی‌های این‌چنینی را در خود دارد نیز رویکردی متفاوت طلب می‌کند. محدود کردن ایده در انواع ساختارها و محدودیت‌های احتمالی که اغلب کم هم نیستند، همه‌چیز را به نتیجه‌ای مایوس‌کننده ختم می‌کند. همان‌طور که رها کردن ایده، تا در هر احتمالی که پیش می‌آید شکل بگیرد نیز عموماً نتیجه‌ای بد فرم به بار می‌آورد. اما کلید موفقیت در شناخت دقیق محدودیت‌ها، ساختارها و در عین حال هدایت کردن ایده در مسیری که وضعیت موجود اجازه‌ی رشدی معقول را به آن بدهد، همواره روشی‌ست که به نتایج رضایت‌بخشی ختم شده و می‌شود. کم نیستند ایده‌هایی که در روایت، فضاسازی و اجرا نیاز به بسترهای فنی و تئوریک سنگین دارند. اما این عملکرد فیلم‌ساز در شناخت دقیقش از ایده، وضعیتی که ایده باید درون ساختارهای آن بروز کند، محصول نهایی را به اثری ارزشمند بدل می‌سازد. [...]
گفتگو با هومن بهمنش/ کاظم ملايي
6 بهمن 59 در دیار سبزرنگ "لاهیجان" (سرزمین کلوچه‎های خوشمزه) فرزندی چشم به جهان گشود که عاشق گوجه سبز است. او جوانی‌ست خوشبخت که ماشین 206 دارد و در محله‌ای بنام سعادت‎آباد سکنی گزیده است. نام نگهبان مجتمع آن‎ها "بصیر" است.
تابستان‌ها موهای بلندِ "هومن" خرمایی رنگ است و باقی سال مشکی می‎شود. سایز لباس او “M” (مدیوم) است و بتازگی از همه رنگِ لباسی استقبال می‎کند، ولی باز هم انتخاب اول او نوع خاصی از رنگ سبز است.
اشتهای زیادی به "خورشت بادمجان"، "قلیه ماهی" و اکثر غذاهای شمال دارد، به‎طوری‎که گاهی اوقات سایز لباس او "L" می‎شود. روزهای نزدیک به عید را دوست دارد و بوی نم باران دیوانه‎اش می‎کند.
زمانی به‎صورت حرفه‎ای ژیمناستیک کار می‎کرد ولی الان همه‌ی ما او را به‎عنوان یک فیلم‎بردار حرفه‎ای می‎شناسیم. سفید، جذاب و به‎شدت احساساتی ست و با فرکانسی صحبت می‎کند که آرامش در ذهن شما زاد و ولد می‎کند.
مهربان، مغرور و صبور است. از آدم‎های دروغگو ‎ترسیده و از "چه گوارا" و "احمد شاه مسعود" (شیر پنجشیر) خیلی خوشش می‎آید. در بین دوربین‎های 35 میلی‎متری به ARRICAM light و در بین دوربین‎های دیجیتال به EPIC M علاقه‎ی زیادی دارد، و کلاً تصویربرداری یا فیلم‎برداری فرقِ زیادی برایش نمی‎کند.
معمولاً روزی 2 تا 3 ساعت در اینترنت سرچ می‎کند. همه‌ی سازهای کوبه‎ای را دوست دارد و "مارک روتکو" نقاش مورد علاقه‌ی اوست. "بامزی"، "واتو واتو" و "خانواده‌ی دکتر ارنست" بهترین کارتون‎های دوران بچگی‌اش به‎شمار می‎آیند.
به‎نظر او همه‌ی لوکیشن‎ها می‎توانند در جای درست‎شان بهترین باشند ولی کلا از لوکیشن‎های بیمارستان، درمانگاه، مدرسه، آگاهی و کلانتری بیزار است.
"HAMMER" (چکش) ماشین مورد علاقه‌ی اوست و یکی از مجله‎هایی که ایشان می‎خرند "American Cinematographer" است که قیمتش حدوداً 6 دلاراست.
«هومن بهمنش» لیسانس کارگردانی سینما از سوره‌ی اصفهان دارد و در میان فیلم‎برداران آثار "حسین جعفریان" و "کنراد هال" را خیلی می‎پسندد. جالب است که بدانید او کارگردانی را به‎فیلم‎برداری هر کاری ترجیح می‎دهد. امیدوارم هرچه سریع‎تر اولین فیلم‎اش را بسازد. [...]
 
یادداشت روز
خیلی‎ها زحمت زیادی کشیدند تا سایت انجمن به شکل تازه‎تری دیده شود و از همه بیشتر حمیدرضا لطفیان عزیز. امیدواریم که کمبود‎های شکل قبلی برطرف شده باشد. ببخشید که مدتی در کار سایت انجمن فیلم کوتاه ایران وقفه افتاد [...]